مشکلات یک طراح آزاد ” freelance ” و راه حل های آن – قسمت اول

دوشنبه, ۱۳ام مهر , ۱۳۸۸ | ۱۵ دیدگاه

مشکلات یک طراح آزاد و راه حل های آن ( قسمت اول )

 زندگی یک آزادکار پر شده از بالا و پایین ها ، موافقت ها و مخالفت ها و زیباییها و مشکلات. در این مطلب سعی می کنم تعدادی از مشکلات آزادکارها و راه حل برون رفت از این مشکلات رو برای شما دوستان بازگو کنم .بعضی از این مطالب صرفا نظرات شخصی من هست و شاید مثالهای نقض هم داشته باشه بنابر این با نظرات خودتون به  تکمیل تر شدن و یا  اصلاح  این مطلب کمک کنید.

این مطلب به دلیل حجم زیادش به دو قسمت تقسیم شده بنابر این منتظر قسمت دوم هم باشید. با تشکر

 وقتی از بیرون به یک آزاد کار نگاه میکنیم زندگیش به نظر خیلی جالب و هیجان انگیز می یاد .شما به عنوان یک آزاد کار  سرنوشتتون به دست خودتونه و خودتون تصمیم می گیرید کی کار کنید و چه مدت کارتون طول بکشه. این که صبح چه زمانی از توی رختخوابتون بیاید بیرون دست خودتونه ،  زمانی  رو که برای نهار خوردن صرف میکنید به خودتون بستگی داره و  اگه دوست داشته باشد می تونید سر ظهر یه خواب کوتاه هم داشته باشید و استراحت کنید.

هیچ ساعتی رو نگاه نمی کنید ، نفس هیچ کارفرمایی بالای سر شما نیست ، فقط آزادی هست و آزادی شما در انتخاب  زمان و مکان کارتون آزاد هستید ،  اینها واقعی به نظر میرسه ولی اما به این شیوه کار کردن راحته؟ 

آزاد کاری بالا و پایین ها  و سود و ضیان  های زیادی داره پس قبل از اینکه کمدتون رو خالی کنید و کامپیوتر تون رو تحویل بدید به رئیستون ، خوب این مطلب رو بخونید تا با  خوب و بدهای آزاد کاری  آشنا بشید چون در حل تمامی مشکلات کاریتون شما تنها خواهید بود  .

 اول : زمان شروع

دونستن اینکه چه موقعی کار آزاد خودتون رو شروع کنید خیلی مهمه و اولین گامه.آیا شما به ورزیدگی لازم برای شروع کار آزاد رسیدین ؟

یا اینکه تازه از دانشگاه اومدین بیرون و عجله دارین که کاری رو برای خودتون شروع کنین بدون اینکه تجربه ای در اون زمینه داشته باشین؟

اولین چیزی که خیلی مهمه اینه که دلیلی برای شروع کار به صورت آزاد داشته باشید و به دلیلی که دارین اعتقاد کامل داشته باشین “شما باید یک اندیشه ساده و منصفانه داشته باشید ” شاید این دلیل این باشه که :

“کارفرماها می تونن به شما یک کیسه بدن ولی اگه خودت کارفرمای خودت باشی میتونی به همه مشتریات یه کیسه بدی….!”

 دوم : آچار فرانسه

خوب حتما می دونید که این اصطلاح در چه مواقعی توی فرهنگ ما استفاده میشه؟

شاید شما یک طراحی آزاد باشید ولی خوب که به قضیه نگاه میکنید میبینید که باید نقشهای متفاوتی رو بازی کنید . از سرمایه گزار گرفته تا بازاریاب ، از یک متخصص IT    گرفته تا یک حسابدار و و و …..

چطوری میشه با چند ردیف از مسئولیت ها کنار اومد؟

باید وقت خودتون رو برای هر کدوم از کارهاتون تنظیم کنید و مطمئن باشید که وقتتون در جهت هدف  فعالیتی که دارید به صورت درست خرج میشه.کارهای شما مثل حلقه های زنجیر میمونه که باید برای هر کدومشون اهمیت قائل بشین اگه یه کدوم از کارها و یا وظایفتون رو ضعیف انجام بدین به هدف کلی شما ضربه می خوره. پس سعی کنید در مورد وظایفی که باید انجام بدید اطلاعات کافی کسب کنید و نقاط ضعف خودتون رو تقویت کنید.

سوم : برنامه روزانه

از خواب بلند میشین ، دوش می گیرید ، لباسهاتون رو می پوشید و به محل کارتون می رید تا کارتون رو شروع کنید….

به نظر خیلی ساده و پیش پا افتاده می یاد ولی اینکه شما برای یک روز کاریتون برنامه و هدف از پیش تعیین شده ای داشته باشید بسیار مهمه اگه شما توی خونتون کار انجام میدید زمانی که دارین با نرم افزارهای طراحی کار می کنید و یا مشغول نوشتن یک سری کد هستید نباید با  زمان شستن لباسها تداخل پیدا کنه ….! هر چیزی جای خودش منظور اینه که به کاری که توی خونه انجام میدید واقعا به چشم یک کار نگاه کنید و برای اون برنامه ریزی داشته باشین.

چهارم : زمان توقف کار

بارها برای همه ما پیش اومده که وقتی کار روی یک پروژه رو شروع می کنیم زمان از یادمون میره مخصوصا اگه زمان کوتاهی برای تحویل اون پروژه مونده باشه که فشار مضاعفی به خودمون وارد می کنیم تا به موقع اون پروژه رو تحویل بدیم.

اما دونستن این نکته حیاطی که کی کار رو متوقف کنیم؟

 کار به صورت متوالی و در شب و روز بعضی وقتها باعث رنج کشیدن ، به خطر افتادن سلامتی و حتی پایین اومدن کار آیی شما میشه . پس برای چند ساعتی دست نگه دارید و به کارتون فکر نکنید. اگه شما یک برنامه حرفه ای و بر اساس واقعیات زندگی داشته باشید می دونید که کی استراحت کنید و استراحت یکی از مهمترین قسمتهای این برنامه هست.

پنجم : بازاریابی

خوب مشغول بودن خیلی سادست ولی مشغول موندن شاید خیلی سخته؟

شما چه راههایی رو برای بازاریابی خدماتی که انجام می دید امتحان کردین و چه برنامه ای برای بازاریابی دارید؟

خوب میز کارتون رو خلوت و مرتب کنید یک مداد و دفترچه یادداشت تمیز بردارید و شروع کنید به یادداشت کردن.بررسی کنید که مخاطبان شما چه کسانی هستند و اونها رو دسته بندی کنید ، اطلاعات کاملی از افرادی که به خدمات شما احتیاج دارند تهیه کنید و شروع کنید به تماس گرفتن و توضیح دادن در مورد خدمات خودتون. ممارست توی این کار می تونه نتایج قابل توجهی داشته باشه.

البته ابن نکته رو باید اینجا اضافه کنم که شما باید توضیحات در مورد خدمات خودتون رو  با ساده ترین و کوتاهترین روش بیان کنید و سعی کنید قبل از اینکه با مشتریانتون ارتباط برقرار کنید اطلاعات اولیه ای از اونها بدست بیارید.

 ششم : طلب هاتون رو دنبال کنید

خوب کار به صورت آزاد این دردسر هارو هم داره دیگه؟

باید طلب هاتون رو کنترل کنید و برای اونها یک فایل تهیه کنید . اگه قرارداد خوبی نوشته باشید زیاد نگران پرداخت شدن طلبتون نیستید ولی وقتی پرداخت ها به شما عقب افتاد سعی کنید با یک E-mail  و یا یک تلفن دوستانه این دیر کرد رو به مشتریتون گوشزد کنید. این روش در ۹۸ درصد موارد جواب میده و لی اگه جواب نداد ؟ دیگه اینجا تصمیم با خودتونه…..

به این نکته توجه کنید که دیر کردها در پرداخت دستمزد شما میتونه برنامه های شما رو بهم بریزه و این خوب نیست . پس سعی کنید در زمان قرارداد تمامی موارد رو به صورت روشن ذکر کنید و از همه مهمتر :

“روی پولی که تو جیبتون نیست حسابی نکنید”

 هفتم : به خلاقیت خودتون اعتقاد داشته باشید

شاید یکی از معانی تنها کار کردن این باشه که شما باید تمامی تصمیمهای خلاقانه رو خودتون بگیرید . بنابر این به خلاقیت خودتون اعتماد داشته باشید و با نظرات غیر منصفانه و غیر حرفه ای دلسرد نشید و اعتماد خودتون به خودتون رو از دست ندید. البته مشورت کردن و نظر خواستن از طراحان و افراد حرفه ای که کار شما رو درک می کنن و البته اینکه در کارخودشون  موفقند میتونه کمک خوبه برای شما باشه.

این نکته خیلی مهمه با افرادی مشورت کنید که توی کار خودشون موفقند و سرشون خیلی شلوغه….!؟

خوب بعضی از کارها شاید در نگاه اول بسیار بزرگ و پیچیده بیان ولی با کمی فکر و خلاقیت می بینید که اونقدرها هم پیچیده نیستند و شما یک راه حل برای اونها دارید. مهم اینه که به قضاوت و خلاقیت خودتون اعتماد داشته باشید و نهایت توانایی و استاندارد هاتون رو برای انجام کار در نظر بگیرید و استفاده کنید.

 هشتم : مشتری هارو حفظ کنید.

حفظ کردن مشتری ها یک راه علمی و از پیش تعیین شده نداره ولی میشه اون رو مدیریت کرد.شما خوشحال هستید که یک کار منظم و حرفه ای برای مشتریتون ایجاد کردید ولی اگه یک دفعه تلفنها زنگ نزد و نامه ای دریافت نشد کجای کار اشتباه بوده؟

یک تئوری و نظریه برای دفع کردن همچنین روزی وجود داره  . این خیلی مهمه که ما رابطمون رو با مشتریها و مخاطبا نمون گسترش بدیم و یک حس اعتماد و همکاری به وجود بیاریم . به عنوان یک آزاد کار باید با فکر های ناب و خلاقانه  به واقعیات زندگی نزدیک تر شد . نباید منتظر نامه ها و یا تماسهای مشتریان و مخاطبان نشست بلکه باید با ایده های نو و خلاقانه به سراغ اونها رفت. مثل یک مخترع پیشقدم باشید و خدمات و کار جدیدتون رو وفادارانه و با ایجاد حس اعتماد به مخاطبانتون نشون بدید.

نهم : ضرب العجلها رو در نظر بگیرید

همه مشتریان شما توقع دارند که کارشون در اولویت کاری شما قرار بگیره و مهمترین درجه و اهمیت رو داشته باشه.این خیلی مهمه که مشتریان شما این احساس رو داشته باشن که کارشون در اولویت قرار داره.پس سعی کنید این حس رو توی مشتریانتون ایجاد کنید اما نه به صورت غیر واقعی…!؟

همه ما دوست داریم که مشتریان زیادی خواهان خدمات ما باشن ولی ارائه خدمات به اونها و اینکه آیا ما از عهده ارائه خدمات به اونها در زمان مشخص و تعیین شده بر می یایم یا نه هم مهمه.پس با برنامه ریزی مشخص کارها رو قبول کنید و از قبول کردن کارهایی که میدونید از عهده اونها در زمان خاصی بر نمی یاید خود داری کنید چون باعث بهم ریختن برنامه های خودتون میشه و مهمتر اینکه  بد قولی باعث از بین رفتن حس اعتماد میشه که خوب نیست.

اگر با برنامه ریزی مشخص کارهارو قبول کنید و برای هر کاری زمان لازم و کافی رو بزارید کارهاتون و سفارشاتتون یکی یکی پشت سر هم در زمانبندی خودش انجام خواهد گرفت و مشتریان شما راضی خواهند بود.

یک نظریه در این مورد وجود داره  : “ضرب العجل و زمانبندی پایان پروژه رو زودتر از اون چیزی در نظر بگیرید که قول دادید”

دهم : در مسیرتان پیشرو باشید

چطوری میشه در مسیر یک رقابت پیشتاز بود؟

شما سرتان را به زیر انداخته اید و در این مسیر حرکت میکنید و فقط سعی می کنید پیش بروید.وقتی سر شما در این مسیر پایین است از رقبای خود خبر ندارید و چه بسا راه را هم اشتباه بروید!؟

برای حل این مسئله یک تئوری وجود داره . تمرکز خودتون رو روی کارتون نگه دارید . جنب و جوش و علاقه به کار رو در خودتون زنده نگه دارید و همیشه اماده برای کارهای جدید باشید چون هنوز چیزهای زیادی برای بدست اوردن وجود داره و از همه مهمتر اینکه  مواظب اطرافتون باشید و رقبای خودتون رو تحت نظر داشته باشید چه جلوییها و چه اونهایی که عقب تر از شما هستن.

منتظر ادامه این مطلب باشید و نظرات خودتون رو در مورد این مسائل بیان کنید.امیر سروری

استفاده از این مطالب با ذکر نام نویسنده و منبع آن بلامانع است.

 

Be Sociable, Share!


۱۵ دیدگاه


  1. علی
    ۱۵ مهر ۱۳۸۸

    بسیار مفید و عالی بود این نکات
    حتما در کارهام ازشون استفاده خواهم کرد.ممنون




  2. کامران
    ۱۵ مهر ۱۳۸۸

    ممنون امیر جان بسیار مفید و عالی بود




  3. امیر
    ۱۵ مهر ۱۳۸۸

    ممنون.
    امیدوارم که مفید باشه.خوشحال میشم اگه نکته ای که به نظر شما دوستان در تکمیل این مطلب می یاد بیان کنید.
    البته این مطلب دو قسمت هست.




  4. مسعود
    ۱۵ مهر ۱۳۸۸

    سلام

    جالب بود.

    مرسی !




  5. آیدین
    ۱۶ مهر ۱۳۸۸

    عالی تر از عالی بود . ممنونم




  6. امیر
    ۱۶ مهر ۱۳۸۸

    خواهش میکنم. امیدوارم مورد استفاده باشه.




  7. هادی
    ۱۶ مهر ۱۳۸۸

    ۱+
    دارم تجربه بستن گردنبند طبی رو بخاطر درد شدید گردن و کم و زیاد شدن های شوک آور وزن بدن رو بخاطر بی نظمی در کار! یک مقاله ائی از کریگ جانسون ترجمه کرده بودم در همین مورد که دقیقا حرف های شما رو تایید می کرد!
    برای هر تازه کاری توی این زمینه این مطالب باید سرفصل کار بشه وگرنه مسافره و باید نمازشو شکسته بخونه!




  8. امیر
    ۱۶ مهر ۱۳۸۸

    ممنون از شما هادی جان و آرش جان امیدوارم بتونم با نظرهای مثبت و دلگرمی های شما بیشتر به این مطالب مهم و کلیدی که دونستنش لازمه و پایه کارهای ماست بپردازم.
    با تشکر




  9. آرش
    ۱۶ مهر ۱۳۸۸

    خیلی ممنون از حسن نظری که در طول مقاله به خرج دادی . کمک صادقانه ای که در انتقال تجربه و راهنمایی به دیگران به خرج مدی قابل تقدیره . منتظر مقالات و ن.شته های مفید دیگری از سمتت هستم




  10. مهدی
    ۱۸ مهر ۱۳۸۸

    خیلی خوب بود
    مرسی




  11. افشار
    ۱۸ مهر ۱۳۸۸

    کارفرما اونقدر هم که شما در این نوشته گفتید آدم بدی نیست!




  12. امیر
    ۱۸ مهر ۱۳۸۸

    ممنون افشار جان ولی فکر نمی کنم من مشتری ها و کارفرما ها رو آدمهای بدی معرفی کرده باشم.
    سعی من در اینه که کارفرماها و مشتری ها احساس رضایت داشته باشند اما این احساس رضایت به قیمت اذیت شدن مجری کار نباشه.
    در هر صورت کارفرما جزو لاینفک کار ما هست و باید طریقه صحیح ارتباط با کارفرما رو بلد باشیم.




  13. مصطفی مقدم
    ۲۳ مهر ۱۳۸۸

    ممنون.




  14. سينا
    ۱۹ فروردین ۱۳۹۰

    این مطلب خیلی جالب بود.چون دقیقا به من اشاره کرد



  15. […] ” freelance ” و راه حل های آن – قسمت دوم خوب امیدوارم که قسمت اول رو به یاد داشته باشید حالا به ادامه موضوع می پردازیم. […]



دیدگاه خود را بنویسید